از آدمایی که مغز گوسفند می خورن و زبون گوساله از آدمایی که توی توالت به مسایل مهم زندگیشون فکر می کنن از آدمایی که موقع خریدن جوراب اصلا به احساسات انگشت کوچیکه پاشون توجه نمی کنن ازآدمایی که مادران رنج دیده ( جماعت مرغ ) رو به صورت سوخاری دوست دارن از آدمایی که وقتی در مورد عشق صحبت میشه یاد اتاق خواب می افتن از آدمایی که یه سوسک عیالوارو زیر پاشون می ترکونن و لبخند می زنن از آدمایی که یواشکی می خندن و بلند و بلند گریه می کنن از آدمایی که ... وقتی فکرشو می کنم می بینم نه ... واقعا نمی شه توقعی داشت .
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 7:37  توسط بی تا
|
ای دوست در اين روز دل افروز بهاری دلتنگ در اين خانه ی غمگين به چه کاری؟